برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
It's OK...
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
متاسفانه خفه هم نمیشه
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
دارم دق میکنم.
حداقل میگفتی چرا..
حداقل اینجوری نه...
میدونستی من گیر میکنم, منو میشناسی حرفات یادم نمیره.
چرا گفتی هیچ وقت؟ هیچکس؟
بخدا حق من این نبود.
دلم تنگ شده برات.
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
اما هیچ وقتتت اینطور نبوده.
اما الان حس آدمی رو دارم که هیچی رو دوست نداره. چقدرر این خودم رو دوست ندارم.
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
بعد از ۲ هفته از تولدم , با پیچوندن متوالی و اجبار و پیچوندن کلاس با چنتا از همکلاسی ها رفتیم بیرون کافه.
نشسته بودم حرف میزدم یهو یه کیک گذاشتن جلوم و شروع کردن تبریک.
اصلاااا توقع نداشتم. عاولییییییی... خیلی خوب بود
بعد از مدت ها خندیدم.
واقعااا دستشون درد نکنه, هرچند اینجا رو.نمیخونن. 
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی
کاش میشد از فامیل طلاق گرفت.
اجتماع گریز نیستم ولی دلم نمیخواد تو جمعی باشم که همه دنبال ایراد گرفتن و کوبیدن همدیگه هستن.
کاش حتی میشد از خانواده هم طلاق گرفت.
برچسب:
نویسنده: ساناز کمالی